نه اینوری اونوری کدوم وری نمیدونم
-
تاریخ: 1405/5/2 ساعت: 12:45
در این مطلب، تلاش کردهایم تصویری روشن از نه اینوری نه اونوری کدوم وری نمیدونم! ارائه دهیم.آخه ما قدیم ندیما ساعت چار که از خواب عصرگاهی بیدار میشدیمبرناممون این بود ک یاچایی رو اول بخوریم بعدش کاهو سکنجبین البته بایک فاصله ی زمانی بهداشتی یا که نه اول کاهو سکنجبینمونو میخوردیم بعدشبا یک فاصله بهداش...
نه اینوری نه اونوری کدوم وری نمیدونم!
-
تاریخ: 1398/4/4 ساعت: 1:30
سلام عصرتون بخیرچون عصر اردیبهشته میپرسم کاهو سکنجبینتونو خوردین؟آخه ما قدیم ندیما ساعت چار که از خواب عصرگاهی بیدار میشدیمبرناممون این بود ک یاچایی رو اول بخوریم بعدش کاهو سکنجبین البته بایک فاصله ی
ی جرعه خدا
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 14:32
پرواز تا اوج - ی جرعه خدا ی جرعه خدا مدرسه ها دارن باز میشن و مدیرانو کارکنان ش هم در تکاپوی انجام هر چه بهتر این رخدادند و در این بین که من هم در این بینم و میبینم تنها دلم ی جرعه خدا میخواد. همین . .: Weblog Themes By VatanSkin :.
لحظات بهاری
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 11:35
اکنون که ایام بهار است ویوم 5 از سنه 1396 هجری خورشیدی چندان که بر همگان مبرهن است ابرهای کبود آسمان هفتم از 7 آسمان را پوشانده و همچنان ننه سرمارا به استخدام در کشیده که کسی مجال تکان خوردن از پای بخاری و شوفاژ وشومینه را ندارد خدای را شاکریم که بر ما منت نهاد و بر زمین رحم آورد و باران مهربانی را ...
پدرو مادر
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 11:35
نمیدونم تا حالا شده دوست داشته باشید ی سری از حرفها رو چهره به چهره پدر و مادرتون بگید ولی نتونید اونم تنها به حرمت احترامی که اسلام گفته ؟ الان من یک همچین حالتی آره دوست دارم یک عالمه حرف و شکواییه براشون تنظیم کنم ولی نمیتونم بهشون بگم از حسادتشون نسبت به خودم خسته شدم بابا شما ها اونوقتی که هم س...
دوری
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 11:35
از مسافتهای طولانی بدم می آید از اینکه دیر به جایی برسم یا با اضطراب و تنش روانه بشوم بدم می آید کاش میشد اگر الان شب قدر است در مسجد کوفه باشم اما مسافتها مانعند دوری از نجف و محراب حضرت امیر .... سخت است کاش در نجف بودم من که آقایم را ندیده ام کاش حداقل الان میتوانستم کنار محرابش باشم با سوز .... ...
مصاحبه
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:26
قرار شد ساعت دو عصر به دیدنشان بروم نه برای دیدنشان که برای دیدنم با لباس مناسب و در ساعتی که نه دیر باشد و نه زود و با حالتی که نه بهت داشته باشد و نه بیحس رفتم . خوشبختانه بودن دوستم باعث شد که سنگینی محیط کمی به قرابت متمایل شود و حسم از کلانجار رفتن دست بکشد و آرام یک گوشه استراحتی کند . و خدا ی...
دوری
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:26
از مسافتهای طولانی بدم می آید از اینکه دیر به جایی برسم یا با اضطراب و تنش روانه بشوم بدم می آید کاش میشد اگر الان شب قدر است در مسجد کوفه باشم اما مسافتها مانعند دوری از نجف و محراب حضرت امیر .... سخت است کاش در نجف بودم من که آقایم را ندیده ام کاش حداقل الان میتوانستم کنار محرابش باشم با سوز .... ...
صبح
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:26
صبح زود وقتی که هنوز تقریبا اکثر ما بعداز نماز صبح بالش رو دو دستی بغل کردیم و خواب ناززز چشمامونو نواز ش میده صدای هیاهوی گنجشکهای سحر خیز و جیغ جیغشون فضای ساکت محله رو پراز ادی صبحگاه میکنه و طعم شیرین روز نو مثل آبنبات در دهانت حل میشه کم کم صدای پرنده های دیگه هم اضافه میشه و این همون سبحانک سب...
لطفا دوباره صدام کنید.
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 0:43
اومد کنارم نشست و گفت : اگه میخوای اوج بگیری برو راهیان نوریکدفعه این حرفش مثل یک فشفشه توی ذهنم پرید و اونو روشن کرد گفتم : کجا میبرن؟ گفت : مسجد میبره فرصتشم هنوز تموم نشده .میگن خوب کاروانی داره فوری اسمس دادم که من میخوام با مسجدتون برم راهیان باید منو ثبت نام کنی جواب اومد فرصتش تموم شده برو
اعتماد کن.
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 0:43
بزرگ که شدی ....یا نه بهتر بگویم قد که کشیدی و دبیرستانت تموم شد شاهد بزرگ شدنت بودم وارد دانشگاه شدی و با کلی تغیرات جورو واجور روبرو شدی دنیای تازه ای که هم میتونست خیلی از تو و من دور باشه و هم میتونست خیلی نزدیک باشه مسیرت که دور بود ..اما دلت بهش نزدیک بود پس خیلی دیر رنج مسیر رو متوجه شدی
شعور تصویری
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 0:43
وقتی به جایی میرسی که شعور واحساس همنوا باهم به تو یاد آور میشوند باید پای برهنه قدم به جاده ی حضور ملایک بگذاریوقتی عکس میگیری وحال و هوایت میشود خود تصویر پس باید گفت که عکسها هم احساس دارند که رسانا هستند عمق دارند که میتواند تورا با خود تا ژرفای وجودشان ببرند تا صدای شان را بشنوی و رملهای زیر پا...
لحظات بهاری
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 0:43
اکنون که ایام بهار است ویوم 5 از سنه 1396 هجری خورشیدی چندان که بر همگان مبرهن است ابرهای کبود آسمان هفتم از 7 آسمان را پوشانده و همچنان ننه سرمارا به استخدام در کشیده که کسی مجال تکان خوردن از پای بخاری و شوفاژ وشومینه را ندارد خدای را شاکریم که بر ما منت نهاد و بر زمین رحم آورد و باران مهربانی ر
.... و ادامه یافت...
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 0:43
خودشو که آماده کرد اومد و در خونه رو باز کردو کفشاشو گذاشت پشت درو رفت که بپوشه و مثل همیشه از من پاشنه کشو خواست و مثل همیشه به خواستش رسید . پاشنه کشم مثل ی کاتالیزر سریع و کمی نه به آسانی پاهاشو هل داد توی کفشو والسلام و برگشت سر جاش . موقع خداحافظی مثل همیشه گفت: مامان دعا یادت نره . بهش گفتم :
سفری در راه است !
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 0:43
وقتی چشم بندازی و زندگیتو با جزییات بیشتری وارسی کنی میبینی آمدو شد هایی در زندگیت بوده کهتورو برای سفر بزرک آخرت آماده کرده . نشون به اون نشون ک : هر وقت رفتی مسافرت نموندی و برگشتی فرزندت که بزرگ شد پیشت نموند و رفت پدرو مادرو دوستانت بعضیا هستند و بعضی رفتند بعضی از عزیزانت مهاجرت کردند به م
غواصی
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 0:43
وقتی ثبت نام کردی و اومدی خونه دیگه رسما شدی معتکف ولی نه ! تا زسمیت هنوز مونده .معلوم نیست که بلاخره میری یانه ؟هرچند "الاعمال بالنیات" ولی خب چشیدن ش ی چیز دیگه ست. اما وقتی میری و مکان و مقر خودتو روی اون تکه جایی که بهت دادند یا خودت انتخاب کردی ؛ مشخص میکنی دیگه میشه گفت که رسما". هنوز هیچ حسی
زنانگی ... ام
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 0:43
دلم برای زنانگیم تنگ شده برای لباس های دوستداشتنیم برای پوشیدنهای دوستداشتنیم برای عشوه گریهای زنانه و گاه کودکانه شدنهایم برای حسهای دلبرانه خنده های قاه قاه عاشقانه رژهای تندو آرایشهای هعی زنانه دخترانه.... عصرانه .... صبحانه و شبانه کلمات دوست دارم را گفتن به زبانی عامیانه بغل کردنهای گرم
پدرو مادر
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 0:43
نمیدونم تا حالا شده دوست داشته باشید ی سری از حرفها رو چهره به چهره پدر و مادرتون بگید ولی نتونید اونم تنها به حرمت احترامی که اسلام گفته ؟الان من یک همچین حالتی آره دوست دارم یک عالمه حرف و شکواییه براشون تنظیم کنم ولی نمیتونم بهشون بگم از حسادتشون نسبت به خودم خسته شدم بابا شما ها اونوقتی که ه
قفس....
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 0:43