خرید بک لینک
در این مطلب، تلاش کرده‌ایم تصویری روشن از نه اینوری نه اونوری کدوم وری نمیدونم! ارائه دهیم.آخه ما قدیم ندیما ساعت چار که از خواب عصرگاهی بیدار میشدیمبرناممون این بود ک یاچایی رو اول بخوریم بعدش کاهو سکنجبین البته بایک فاصله ی زمانی بهداشتی یا که نه اول کاهو سکنجبینمونو میخوردیم بعدشبا یک فاصله بهداشتی میرفتیمو چای میریختیمو نوش میکردیماما خب الان دیگه توفیر کرده میدونی چیه زمانی خیلی زیاد ازاین دورهمیگذشته و هرکدوممون پخش و پلا شدیم .آره بابا این شرینیا مال قدیم ندیما بود.الان نه دیگه آدماش مناسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: جمعه 2 مرداد 1405 ساعت: 12:45

سلام عصرتون بخیرچون عصر اردیبهشته میپرسم کاهو سکنجبینتونو خوردین؟آخه ما قدیم ندیما ساعت چار که از خواب عصرگاهی بیدار میشدیمبرناممون این بود ک یاچایی رو اول بخوریم بعدش کاهو سکنجبین البته بایک فاصله ی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: سه شنبه 4 تير 1398 ساعت: 1:30

پرواز تا اوج - ی جرعه خدا
ی جرعه خدا
مدرسه ها دارن باز میشن و مدیرانو کارکنان ش هم در تکاپوی انجام هر چه بهتر این رخدادند و در این بین که من هم در این بینم و میبینم تنها دلم ی جرعه خدا میخواد.

همین .

.: Weblog Themes By VatanSkin :.

برچسب: نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 14:32

اکنون که ایام بهار است ویوم 5 از سنه 1396 هجری خورشیدی چندان که بر همگان مبرهن است ابرهای کبود آسمان هفتم از 7 آسمان را پوشانده و همچنان ننه سرمارا به استخدام در کشیده که کسی مجال تکان خوردن از پای بخاری و شوفاژ وشومینه را ندارد خدای را شاکریم که بر ما منت نهاد و بر زمین رحم آورد و باران مهربانی را بر دل و روح بهار مستولی کرد . پس تو نیز به خود آی و روح از ناپاکیهای زمانه و آلودگیهای سمعیو وبصریادامه مطلب

برچسب: لحظات,بهاری, نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 11:35

نمیدونم تا حالا شده دوست داشته باشید ی سری از حرفها رو چهره به چهره پدر و مادرتون بگید ولی نتونید اونم تنها به حرمت احترامی که اسلام گفته ؟ الان من یک همچین حالتی آره دوست دارم یک عالمه حرف و شکواییه براشون تنظیم کنم ولی نمیتونم بهشون بگم از حسادتشون نسبت به خودم خسته شدم بابا شما ها اونوقتی که هم سن من بودین هر کاری خواستین کردین .هر جا یی که خواستین رفتین دیگه چ معنی میده که حالا که پادرد اادامه مطلب

برچسب: پدرو,مادر, نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 11:35

از مسافتهای طولانی بدم می آید از اینکه دیر به جایی برسم یا با اضطراب و تنش روانه بشوم بدم می آید کاش میشد اگر الان شب قدر است در مسجد کوفه باشم اما مسافتها مانعند دوری از نجف و محراب حضرت امیر .... سخت است کاش در نجف بودم من که آقایم را ندیده ام کاش حداقل الان میتوانستم کنار محرابش باشم با سوز .... وه که این سوختن چقدر لذت بخش است نکند .... نکند به محض رسیدن به برزخ من باز هم از مادامه مطلب

برچسب: دوری, نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 11:35

قرار شد ساعت دو عصر به دیدنشان بروم نه برای دیدنشان که برای دیدنم با لباس مناسب و در ساعتی که نه دیر باشد و نه زود و با حالتی که نه بهت داشته باشد و نه بیحس رفتم . خوشبختانه بودن دوستم باعث شد که سنگینی محیط کمی به قرابت متمایل شود و حسم از کلانجار رفتن دست بکشد و آرام یک گوشه استراحتی کند . و خدا یار شد و موقع نوبت ، من شدم دومین ودر این بین موبایلم شد قران تو جیبی و تلاوتش ادامه مطلب

برچسب: مصاحبه, نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:26

از مسافتهای طولانی بدم می آید از اینکه دیر به جایی برسم یا با اضطراب و تنش روانه بشوم بدم می آید کاش میشد اگر الان شب قدر است در مسجد کوفه باشم اما مسافتها مانعند دوری از نجف و محراب حضرت امیر .... سخت است کاش در نجف بودم من که آقایم را ندیده ام کاش حداقل الان میتوانستم کنار محرابش باشم با سوز .... وه که این سوختن چقدر لذت بخش است نکند .... نکند به محض رسیدن به برزخ من باز هم از موادامه مطلب

برچسب: دوری, نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:26

صبح زود وقتی که هنوز تقریبا اکثر ما بعداز نماز صبح بالش رو دو دستی بغل کردیم و خواب ناززز چشمامونو نواز ش میده

صدای هیاهوی گنجشکهای سحر خیز و جیغ جیغشون فضای ساکت محله رو پراز ادی صبحگاه میکنه و طعم شیرین روز نو مثل آبنبات در دهانت حل میشه

کم کم صدای پرنده های دیگه هم اضافه میشه

و این همون

سبحانک سبحانک سبحانک است

برچسب: نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:26

اومد کنارم نشست و گفت : اگه میخوای اوج بگیری برو راهیان نوریکدفعه این حرفش مثل یک فشفشه توی ذهنم پرید و اونو روشن کرد گفتم : کجا میبرن؟ گفت : مسجد میبره فرصتشم هنوز تموم نشده .میگن خوب کاروانی داره فوری اسمس دادم که من میخوام با مسجدتون برم راهیان باید منو ثبت نام کنی جواب اومد فرصتش تموم شده بروادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 0:43

بزرگ که شدی ....یا نه بهتر بگویم قد که کشیدی و دبیرستانت تموم شد شاهد بزرگ شدنت بودم وارد دانشگاه شدی و با کلی تغیرات جورو واجور روبرو شدی دنیای تازه ای که هم میتونست خیلی از تو و من دور باشه و هم میتونست خیلی نزدیک باشه مسیرت که دور بود ..اما دلت بهش نزدیک بود پس خیلی دیر رنج مسیر رو متوجه شدی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 0:43

وقتی به جایی میرسی که شعور واحساس همنوا باهم به تو یاد آور میشوند

باید پای برهنه قدم به جاده ی حضور ملایک بگذاری

وقتی عکس میگیری

وحال و هوایت میشود خود تصویر

پس باید گفت که عکسها هم احساس دارند

که رسانا هستند

عمق دارند که میتواند تورا با خود تا ژرفای وجودشان ببرند

تا

صدای شان را بشنوی و رملهای زیر پایت را کنار بزنی و سجده کنی

برچسب: نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 0:43

اکنون که ایام بهار است ویوم 5 از سنه 1396 هجری خورشیدی چندان که بر همگان مبرهن است ابرهای کبود آسمان هفتم از 7 آسمان را پوشانده و همچنان ننه سرمارا به استخدام در کشیده که کسی مجال تکان خوردن از پای بخاری و شوفاژ وشومینه را ندارد خدای را شاکریم که بر ما منت نهاد و بر زمین رحم آورد و باران مهربانی رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 0:43

خودشو که آماده کرد اومد و در خونه رو باز کردو کفشاشو گذاشت پشت درو رفت که بپوشه و مثل همیشه از من پاشنه کشو خواست و مثل همیشه به خواستش رسید . پاشنه کشم مثل ی کاتالیزر سریع و کمی نه به آسانی پاهاشو هل داد توی کفشو والسلام و برگشت سر جاش . موقع خداحافظی مثل همیشه گفت: مامان دعا یادت نره . بهش گفتم :ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 0:43

وقتی چشم بندازی و زندگیتو با جزییات بیشتری وارسی کنی میبینی آمدو شد هایی در زندگیت بوده کهتورو برای سفر بزرک آخرت آماده کرده . نشون به اون نشون ک : هر وقت رفتی مسافرت نموندی و برگشتی فرزندت که بزرگ شد پیشت نموند و رفت پدرو مادرو دوستانت بعضیا هستند و بعضی رفتند بعضی از عزیزانت مهاجرت کردند به مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 0:43

صفحه بندی