خرید بک لینک
قرار شد ساعت دو عصر به دیدنشان بروم نه برای دیدنشان که برای دیدنم

با لباس مناسب و در ساعتی که نه دیر باشد و نه زود و با حالتی که نه بهت داشته باشد و نه بیحس رفتم .

خوشبختانه بودن دوستم باعث شد که سنگینی محیط کمی به قرابت متمایل شود و

حسم از کلانجار رفتن دست بکشد و آرام یک گوشه استراحتی کند .

و خدا یار شد و موقع نوبت ، من شدم دومین

ودر این بین موبایلم شد قران تو جیبی و تلاوتش مونس چند دقیقه تنهاییم

و بعد هم به خوبی گذشت و ....

مابقی هم مثل همانهایی که خداوند ترتیب داد

توکل بخدا

برچسب: مصاحبه, نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:26

صفحه بندی