از اینکه دیر به جایی برسم یا با اضطراب و تنش روانه بشوم بدم می آید
کاش میشد اگر الان شب قدر است در مسجد کوفه باشم اما مسافتها مانعند
دوری از نجف و محراب حضرت امیر .... سخت است
کاش در نجف بودم
من که آقایم را ندیده ام
کاش حداقل الان میتوانستم کنار محرابش باشم
با سوز ....
وه که این سوختن چقدر لذت بخش است
نکند ....
نکند به محض رسیدن به برزخ من باز هم از مولایم دور باشد
که خدا نکند
که خدا آنروز را نیاورد
برچسب: دوری,
نویسنده: نیکان عباسیان